روز از نو

یادداشت‌ها و گفتاره‌های خارج از چارچوب

روز از نو

یادداشت‌ها و گفتاره‌های خارج از چارچوب

طبقه بندی موضوعی

دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

بدون چشمات هیچ جامی جهانی نیست

دوشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۰۰ ق.ظ

جام جهانی چشمات راه انداختن! بخوابونم دهنشون؟ چشمات حق انحصاری جهان من بود. مال من بود. حق من بود. رمزی می‌نویسم خودت بگیر؛ پاییز،تجریش،قهوه‌خونه،پرتقال‌نعناع،پنجره،صدای آب،نگاهِ چشمات...چشمات...غیرتی هم نشوم، چشمت می‌کنن بنویسم چشمات چی بودن.افتادن نه، پرت شده بودم روی زمین. جوری که قرار نبود حالاحالاها بلند بشم. زندگی لگدم زده بود عینهو لگد دی‌یونگ به ژابی‌آلونسو توی جام‌جهانی آفریقا. ولی یارو حتی کارت زرد هم نگرفت! سوخته بودم. یکهو تو سر رسیدی و جوری از جا بلندم کردی که یادم رفت لگد چی بود کِی بود کجا بود. چطوری؟ با چشمات. جان گرفتم و برگشتم بازی. مرد یخی بودم.فضایی نه،گلِ واقعی می‌زدم به سبک اینیستای فینال آفریقا. هی آفریقا آفریقا می‌کنم چون تو بودی.در اوج بودی. درست که حین بازی‌ها حواسم محو تیکی‌تاکا بود و دیر نگات می‌کردم...همونطور که دیر فهمیدم تو اصلا فوتبالی نبودی. فوتبال نگاه می‌کردی که من رو نگاه کنی! ولی...ولی نداره.حالا نه تو هستی،نه من می‌تونم طرفدار اسپانیا باشم.دست آقای کافو درد نکنه با اون قرعه درآوردنش! لابد می‌خواست بگه پا نذارم توی جام جهانی‌ای که آدمش نیستم. به قول پشت‌وانتی‌ها؛ من بد نبودم، بلد نبودم. چشمانت رو. جهانت رو. تمامت رو.

-------------------------------------------------------

حریر دعوت کرده بود. چرا منُ صحنه‌سازی درست می‌کنی؟؟ :))

موافقین ۲۱ مخالفین ۱ ۹۷/۰۳/۲۱
حاج مهدی

نظرات  (۳۹)

باید اعتراف کنم که خیلی قشنگ بود... سر صبحی شارژ شدیم :)
پاسخ:
خوبه دیگه درد ما شارژر شما شد! :) 
 حاجی یه صلوات بفرست تموم بشه بره تا هممون بخاطر یه چالش مثل اون لگد کعبی به فیگو رو نخوردیم:-))
حالا کجا رفت اون لیلای شهر آشوب؟ نکنه اخرش رو از ترس شیرینی عوض کردین؟: )
پاسخ:
واللا آخه با این چالشاشون! 
شیرینی هم می‌دیم. حلوا دوس دارین؟ :)
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۱ خورشید ‌‌‌
 چه خوب بود. =))
از بازی‌های وبلاگی خوشم میاد. نگاه‌های متفاوت کنار هم قرار می‌گیرند. 
پاسخ:
پته آدما هم ریخته میشه توی وبلاگا :)) 
سلام حاج مهدی
گفتی کافو داغ دلم تازه شد :)
دلی بود و بر دل نشست🌷
باشد که با اسپانیا قهرمان بشیم :)
پاسخ:
سلام استاد 
با اسپانیا؟ یعنی شریکی؟ فرمود عید ما آن روزی‌ست که بیش از ۳تا از ماتادور ها نخوریم.  
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۱ פـریـر بانو
خیلی هم عالی! :)

حاجی؟ تجریش؟! بیا! ۴درصدی بودن داره از همه‌جای این پست و نگارنده‌اش می‌باره! :| :))

:: در جواب سوالتون، به قول راحله می‌خواستین دوستمون نباشین. والا! (عینک دودی و لبخند خبیث)
پاسخ:
ادامش: من باختم.بدم باختم...فقط بذاررید برررم.... :)) 
تجریش تنها بالاشهر تهرانه که از همه طیف مردم توش رفت و آمد دارن. خصوصا ما توده ها. حالا کاری نداریم ‌‌‌‌...توی خیالاتمونم نمی‌ذاری ۴درصدی باشیم؟ 
وقتی حاجیمون اینه چه انتظاری از ما میره واقعا؟؟! :))
پاسخ:
:/ 
چقدرم شما منتظر بودی ببینی حاجی چیه! :)) 
مال من بود, حق من بود, واییییی خدای من کلی خندیدم ... 
پاسخ:
نوش جون 
اصلا خیلی :)
حاجی ها بخصوص اونایی که ملبس به عبا وقبا هستن برام جذابن، بخصوص حاجی های آپدیت :))
پاسخ:
عمامه چی پس؟ اینجوری که اسقف اکرم شد :/
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۱ میرزا مهدی
حاج مهدی نفهمیدم الان درمورد چشمای کی داشتی حرف میزدی؟ ژابی؟ دی یونگ؟ اینیِستا؟ من؟ حریر؟ او؟ او؟ او؟ اویی که پاییز، تجریش، قهوه خانه، پرتقال نعناع، پنجره  صدای آب؟ 
پاسخ:
:)) چشمای دو سیب! 
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۵ פـریـر بانو
:)))
فقط بذارررید بررررم. :))

خلاصه مهم اینه که تجریشه! :دی
باشه تسلیم! همونقدر که من حق داشتم چشم‌هاش رو دریایی کنم شما هم حق دارین ۴ درصدی باشین. :))

:: و ممنون که قبول دعوت کردین و نوشتین. :)
پاسخ:
عه؟ ولی ما شیرینی رو واقعی می‌گیریم به هرحال :)
قربانت.نه واقعا چرا منو صحنه سازی درست می‌کنی؟ ؛))
اسماشون رو تک تک بلد نیستم خب :|
ولی با این همه خیلی واضح و مبرهنه که حاجی ها هم میتونن عاشق بشن، حاجی ها هم میتونن توی تجریش زل بزن تو چشمای معشوقشون و غرق بشن توش اصلا حاجی ها عشقی ان.
پاسخ:
استغفرالله...ایشالا قسمت همه حاجی‌ها و حاجیه های جمع.  :)) 
اتفاقا اصلا حلوا نمی‌خورم، یک تکه کیک شکلاتی جدا کنید برام راضیم ازتون:))
البته تو دین خیلی به طعام دادن هم تاکید شده، بیاید و دینی عمل کنید:))
پاسخ:
ما توی عزامون کیک شکلاتی نمیدیم.دینی هم بنگریم فرمودن تا ۴۰ روز دود بلند نشه از خونمون. پس منتظرم خودتون با طبق طعام تشریف بیارید. ترجیحا لحم :)) 
چرا واسه یه تکه شیرینی ننه من غریبم بازی در میاری حاجی ،نخواستیم، عزا چیه؟ دور از جون:| 
دو ساعت هی شما نگاه کردی هی اون زیر زیرکی نگاه کرد،هی دل رفت قلوه اومد، قلوه رفت دل اومد، تازه اون جوری که شما شوت شدی روی زمین، اخرش هیچی؟! چه دنیای لامروتی شده ها:|
پاسخ:
:)))
بابا اینا همش قصه‌س.وهم و خیاله.والا من شخصا طرفدار هپی‌اندم
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۷ פـریـر بانو
عسل قبوله؟ یا باید شام و ناهار و استیک باشه؟ (و «اسیر شدیم»گویان کامنتدونی را ترک می‌کند.) :))

:))
پاسخ:
پیشنهادی دادی که نمیتونم رد کنم :)) :| 
اون موقع‌ها میدون شیخ بهایی خوابگاهی داشت که بخاطر بچه‌ها تی وی رو تو حیاط گذاشته بودن، پشت به تی وی برای امتحانا می‌خوندم و فقط زمانی که صدای گزارشگر مبنی بر اتفاق مهم می رفت بالا حق نگاه کردن رو  به خودم داده بودم ، خلاصه نه چیزی از درس فهمیدیم نه از بازی ها D:
پاسخ:
ببین ببین همین مثبت‌بازیاس که هی مجبور میشی شیرینی بدی.
قهوه خونه پرتقال نعنا!!! کجا ورداشتی بردیش؟!:/// پشت بندش غیرتی هم میخوای نشی؟!:)))
پست دشت لار رو هی میخوام بخونم هی خیلی طولانیه:/
پاسخ:
وقت بذار بخون تضمین میکنم کیف کنی :))
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۵۲ آسـوکـآ آآ
به قول جناب تیام

چشمات راز آلوده
چرا نگاه کنم باز بیهوده
هرکس از اون چشا بیفته
واسه همیشه نابوده!
و از این حرفها حاجی

پاسخ:
تیام؟ مامه؟ شهرام شب‌پره؟
اره، یادته پرتقال نعنا؟ :-)  پاییز بود دیگه؟
پاسخ:
زمستون بود.کلکچال بود. سرِ یال :))
آقا من از اسپانیا و تیکی‌تاکا متنفرم. این شد که اصلاً کل متن حروم شد :)

پاسخ:
تقدیر رو می‌بینی؟هیچ وقت فکر نمی‌کردم همچین روزی برسه! 
خیلی خوب بود واقعا
متن به کنار فقط کامنتا و جواباش😂😁
حاجی شیرینی رو سریعتر بدید بره:)
من به حلوا هم راضیم:))
پاسخ:
:)) 
من خودم پیش‌قراول و لیدر شیرینی‌بگیرام! 
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۰۳ مهدی صالح پور
برای اون بخش رمزی؛ قلیون می کشیدین؟! :)))
پاسخ:
نه ولی هر تاکسی سوار می‌شدیم رانندش داشت قلیون می‌کشید بو گرفتیم
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۲۳ واقعیت سوسک زده
متن قشنگی بود ولی خب چالش ؟! ببخشید ولی خب اخرش چی ؟ که چه بشود ؟ 
چالش های درست و حسابی مطرح کنیم و نشر بدهیم :)
پاسخ:
:)
خب شما چالش درست و حسابی مطرح کنید مارم دعوت کنید
این متن ای ول داشت از بین تمام متن هایی که در این رابطه خوندم
پاسخ:
ایول شما رو گرفتن ایول داره. 
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۵ פـریـر بانو
:))

آقا! پرتقال نعنا واسه قلیونه؟ :| چقدر من مثبتم آخه! هی داشتم با خودم می‌گفتم این پرتقال نعنا چیه؟ این ترکیب عجیب خوردنیه یا نوشیدنیه؟ در همین حد داغان! :| :دی

باتوجه به جواب مهدی صالح‌پور گویا ما هم باید درخواست شیرینی کنیم. قضیه جدی شد! :))
پاسخ:
وای خدایا!! تا صبح خدایاا! تا پس اون فردا خدایا! :))) 
الان کجای جوابم بوی شیرینی میداد؟ دیر اومدی قربان زودم میخوای در بری :)) :/  
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۰ آسـوکـآ آآ
اسمش شهاب تیامه :-D
پاسخ:
یا ابالفضل! من همون مامه تیام :))
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۷ פـریـر بانو
چیه خب؟ نمی‌دونستم دیگه! (اون شکلک واتس‌اپ که داره به آسمون نگاه می‌کنه) حتی اسمش رو هم نشنیده‌بودم! :| ولی خدایی ترکیب نعنا و پرتقال چی می‌تونه بشه؟ تصورش وحشتناکه! :|

:: دیرآمدن و زود رفتن از صفات بارز آن حضرت بود. :دی
پاسخ:
نمی‌خوام اینجا ترویج معارف دخانیات کنم بعدا مبسوط توضیح میدم :)) 
اره اره در جریانم:)))
پاسخ:
در جریان بمونید :) 
من اونم که از پیش قراول ها هم شیرینی میگیره-_-
حریر  منم داشتم فکر میکردم پرتقال نعنا یه چیزی تو مایه‌ها لیمونعنا و ایناس و احتمالا یه نوشیدنی ۴ درصدیه!
قلیون آخه:|
پاسخ:
چه تیمی میشین باهم دوتایی.‌باید محافظ بذاریم براتون :)) 
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۲۶ واقعیت سوسک زده
بااشد 
پاسخ:
:) 
چشم ت ز مرو هستی من چون مغول گذشت
این تیغ عاقبت ز گلوگاه گل گذشت
...
بر خاطر غریب فلاطون روح من
یاد تو مثل قافله ای از مُثُل گذشت...!!!
پاسخ:
به به! 
منم همان که خودش را رسانده با امید
سرِ قرارِ تو و بی‌قرار برگشته
اسیر آهوی چشمت شده دلِ شیرم
پیِ شکارِ تو رفته، شکار برگشته
با حلوا حلوا که دهن شیرین نمیشه...! :)

پاسخ:
برون نمی رود از خاطرم خیال وصالت(ش)
اگر چه نیست وصالی ولی خوشم به خیالت(ش) 
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۲:۲۱ واقعیت سوسک زده
دعوت شدید به چالش :)
پاسخ:
چه سریع :/ 
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۴ واقعیت سوسک زده
بله بعد پنج روز هم نتیجه رو گزارش بدید 
پاسخ:
کاش میذاشتین بعد ۲جلسه فوتبال در پیش :)) 
و اینگونه بود که جناب رهی، راه در رو، را ایجاد نمود... :|

پاسخ:
واقعا خدا رحمتش کنه! 
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۵ واقعیت سوسک زده
اتفاقا هر چه اوضاع دشوارتر چالش پیچیده تر :)
پاسخ:
پس من از شنبه شروع میکنم که به آغوش رئیس برمی‌گردم :)) 
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۸ واقعیت سوسک زده
:) 
باشد
پاسخ:
:)
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۰ واقعیت سوسک زده
شنبه تعطیله :/
پاسخ:
لو رفتم :/ 
D:
۲۵ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۱۲ دستگاه کفتراش
ممنون
عالی بود
پاسخ:
کفترای کی؟! |: 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">