روز از نو

یادداشت‌ها و گفتاره‌های خارج از نوبت

روز از نو

یادداشت‌ها و گفتاره‌های خارج از نوبت

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۱۳ ق.ظ

سلام سینما!

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۱۳ ق.ظ

بالاخره شروع کردم. تماشای فیلم با گوشی توی مترو یا تاکسی. خیلی هم خوب و گیرا بود و گذر زمان اصلا حس نمی‌شد! البته از نظر متخصص‌ها، فیلم دیدن با مانیتور عریض مردود اعلام شده و ثمره‌ای نداره چه برسه به یه صفحه 5 اینچی! اما چاره چیه وقتی فرصت نمی‌کنی در محل مناسب یا روی پرده، فیلم‌هایی که باید ببینی رو ببینی؟ اومدیم و آخر ماه بعد، همسایه افتاد و من مُردم! چی جواب بدم به ملکه‌ی عذاب، وقتی نیزه‌ی آتشینش رو گرفته روی سرم و می‌پرسه «چرا برگمان ندیدی؟ چرا کوروساوا رو مرور نکردی؟ چرا سراغ ویلیام وایلر و اوزو نرفتی؟ اونها رو بگذریم چطوری تونستی بی‌خیال گدار و کیشلوفسکی بشی؟ تو حتی هیچکاک رو هم کامل ندیدی! حالا جا داره نیزه‌ی آتشینم رو فرو کنم توی چشمات یا نه؟ که بجای خیره شدن به فانوس خیال و اندیشه، زل زدی به سقف سوراخ سوراخ مترو و کالاهای بنجل دست‌فروشا! حالا اگه اون وسط، یه دختری رو هم توی واگن انتهایی یا ابتدایی دید زده باشی، چه بدتر!».

هر روز، هفتاد دقیقه رو توی قطار مترو می‌گذرونم. هر دو روز صد و چهل دقیقه! یک فیلم در هر دو روز! سه فیلم در هفته! دوازده فیلم در ماه! یعنی اگر تا آخر ماه بعدی مُردم، ملکه‌ی رحمت با یه هارد بی‌نهایت ترابایتی آغشته به عسل میاد استقبالم و می‌برتم یه جایی که پرده عریض داره با صدای دالبی برام فیلم میذاره! و من بهش میگم هه! تکراریه! حالا دلت نشکنه بذار باهم ببینیمش!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: شایان ذکر است فیلم‌های گفتگومحور با لوکیشن‌های محدود و کوچک،مناسب‌تر هستند برای این حرکت.

پ.ن2: قطعا کتاب،بهترین گزینه‌ست اما تجربه میگه همه جا و هرموقع و هرکتابی نمیشه! توی مترو مخصوصا!

پ.ن3: بغل دستیم‌ یه آقای میانسال بود هرجای فیلم که خنده‌دار بود اونم با من می‌خندید! خیلی خوب زیرنویسا رو می‌خوند!

موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۴
حاج مهدی

نظرات  (۲۰)

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۰۰ گمـــــــشده :)
:)))))))))
خیلی خوب بود این پست
کارتون خیلی هم عالیه
بالاخره این گوشی ها باید به یه دردی بخورن
منم با گوشی فیلم می بینم
پاسخ:
واللا! هیکل گنده کردن که چی پس؟
⁦:-)⁩)
دست بردار حاج مهدی
نمیگی اون دنیا کوروساوا و برگمان و هیچکاک و... بیان خفتت کنن که تو چرااا فیلمای مارو توی موبایل دیدی؟! ما اینهمه روی طراحی صحنه و اینا کار کردیم... موبایل؟!!!!

پاسخ:
اونا وقتی ببینن ما محدودیت رو تبدیل به فرصت کردیم کوتاه میان از توقعاتشون!
چاره‌ای نیست دکتر! فعلا چاره‌ای نیست!
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۵۱ زهرا یگانه
سلااام سینما. :)
از این حرکت بسیار استقبال و حمایت می کنم. من هم بعد از چند ماه وقت گذروندن ِ روزی 3-4 ساعته در مترو دقیقاً به همین نتیجه رسیدم، پس به بهانه ی استفاده ی درسی(!) یک تبلت خریدم و شروع کردم به استفاده از وقت های مرده.
+ البته بعد از یکی دو بار تجربه که باعث خجالت زدگی شد(:D) تصمیم گرفتم در انتخاب دیدنی ها سیف تر عمل کنم، مثلا انیمیشن ها و سریال های شرقی رو میذاشتم برای در راه دیدن که امنیت داشته باشه و اگر خدایی نکرده بغل دستیم نگاهش به فیلم افتاد من شرم زده نشم.
تمام ِ فصل ِ اول ِ Psycho pass رو در راه دیدم، وقتی تمام شد حسّ خیلی خوبی داشتم. ان شاء الله شما هم کلی از این حسهای خوب بسازید و در نهایت احساس ِ رضایتمندی داشته باشید.
پاسخ:
و علیکم‌السلام! :)) من از اولش پیش‌بینی کردم رفتم سراغ کلاسیکای سیاه‌سفید که طرف یاد کانال4 بیفته، نگاه نکنه کلا!
خوبه تنها نیستیم! یه انجمن فیلم‌بین‌های زنده در مترو می‌تونیم راه بندازیم!
 
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۶:۳۰ یا فاطمة الزهراء
من بهش میگم هه! تکراریه! حالا دلت نشکنه بذار باهم ببینیمش!
عالی بود این قسمت :)) 
پاسخ:
باقی قصه‌ رو نگفتم! :))
سلام
شاید چون فیلم بین حرفه ای نیستم درک نمیکنم موضوع رو.. من کتاب رو بیشتر می پسندم.. راستی حاج آقا ملکه عذاب امکان داره به جای فیلم از کتاب سوال بپرسه ؟!😉 
پاسخ:
سلام. اصلا سوال دومش اینه: من کتابک!
اصلا سوالای فرشته مرگ رو که مطرح کردی تنم لرزید
مواهای بدنم سیخ شد
پشتم مور مور شد
کلا حول حالنا شدم
من برم فیلم ببینم و از خدا بترسم :-D
پاسخ:
ببینم تا آخرماه بعدی چیکار میکنی‌ها!
من حالا وقتی یکی سرش تو گوشیم باشه که توی مکان‌های عمومی حتما هست، بهم نمی‌چسبه فیلم ببینم :/ 

پاسخ:
چه اشکال داره! اونام سرگرم میشن خب!
ینی الان فیلم دیدن ایمن تَر از کتاب خوندنه؟؟ جل الخالق! :))
پاسخ:
ایمن؟ نا ایمنی نداشتیم ما! خیلیم عالی!
اصن نمیتونم درک کنم شما طلبه هستین و این داستانا!
پاسخ:
:/

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۹ ساکن طبقه 40
دم اون آقای میانسال گرم :))
پاسخ:
D:
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۸ سید رمضان حسینی
خب باید عرض کنم که هنوز تا رسیدن به ما کلی کار دارید حاج آقا. ما هر چند کتاب خوندن کف مترو تخصصمون محسوب میشه اما تو صفحه 2 اینچی فیلم می دیدیم یه زمانی وقتی این پاره آجرای هوشمند(!) هنوز متولد نشده بودن.
پاسخ:
انصافا صفحه 2 اینچی دیگه قبول نیست! امتیاز نداره! :))
به به! چه خوب! اتفاقن چند وقت بود داشتم  فکر می کردم زمستون که هوا تاریک میشه و نمیشه توی تاریکی کتاب خوند چه کنم. فیلم خیلی گزینه خوبیه. مرسی.
پاسخ:
:) خواهش می‌کنم!
تصمیم خوبیه برای شمایی که وقت زیادی رو تو مترو می گذرونید، هرچند فیلم دیدن با گوشی یه کم زجرآوره!!

آرزوی موفقیت


راستی مگه آخوندام فیلم می بینن!! :|

:))
پاسخ:
بله گردن‌درد میاره! و حتی چشم‌درد!

شما بیا ببرمت یه جایی توی قم که سینما درست کردن مخصوص آخوندا! ببینی چه خبره!
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۷ آندرومدا :)
من اگه توی مترو یا اتوبوس و اینجور جاها کتاب بخونم یا فیلم ببینم حس میکنم همه بهم زل میزنن و از این کارش  بیزارم :| 
پاسخ:
به این دید نگاه کنید که اگه تعداد کتاب‌خونا و فیلم‌بینا زیاد بشه و این مسئله عادی بشه،شما پیش‌قراول برچیده شدن یه فرهنگ غلط خواهید بود!
سلام نظرتون درباره seventh seal چیه . جواب تردید و شک انتونیوس درباره وجود خدا؟ اینکه میخواد به وجود خدا اطمینان داشته باشه نه اعتقاد یا حدس ؟
پاسخ:
سلام. اوه درباره چه فیلمی هم پرسیدید! اصلا  برای جواب این سوال باید بشینم دوباره ببینم فیلمو! فقط اینکه جواب سوال رو بدیم یا بگیم فیلم به ما چی نشون داد؟
اجمالا اگه بخوایم بدونیم فیلم به ما چی نشون داد... باید بگیم انتونیوس به درکی از قطعیت به خدا نمیرسه یا اینکه اصلا متوجه نمیشه که به قطعیت رسیده! فقط اون آدمایی رو می‌بینه که به خدا اعتقاد دارن به عنوان بدبختی و مکافات! (همونا که خودشونو شکنجه میکنن) اما پاسخ خود فیلم برای اون سوال معروفش:"اگر تنها عامل قطعی مرگه،پس خدا چی؟" اینه که خدا رو توی زندگی خودتون پیدا کنید!
من یک مدت کتاب خوندن رو امتحان کردم، اما سخت می شد تمرکز کرد. نمی چسبید.
به قول شما هر کتابی رو نمی شه خوند. اما فیلم ایده ی بهتریه.
پاسخ:
باشد که رستگار شویم!
منم بعضی فیلما رو با گوشی می بینم.
فیلم دوازده مرد خشمگین رو ببینید.البته اگر تا الان ندیده باشیدش
گفتگو محوره،لوکیشنش هم یه اتاقه.فیلم خیلی خوبی هم هست :)
پاسخ:
اینو اگه ندیده بودم که همین دنیا هم مشمول عذاب میشدم! :))
کاش میشد همه توی مترو، ازین حرکت ها میکردن بعد من میرفتم یه سرکی توی همه گوشی ها و تبلت ها میکشیدم و فیلم منتخبم رو یواشکی دید میزدم :)
پاسخ:
به به! شما دیگه چرا! :)) همینطور که حاج‌مهدی به من نمیاد اصلا به شما نمیاد جزو دید‌زن‌های مترو باشید! D:
سلام،ببخشید ولی من بیشتر منظرم جواب شما بود ،اگه تو اون صحنه که انتونیوس این سوالات رو از مرگ می پرسه شما بودین چه جوابی می دادبن؟الان م
پاسخ:
سلام.
فکر کنم ناقص اومده کامنت‌تون.
من جواب خاصی ندارم. میگفتم بره کوه،بره روی قله‌های بلند. اگه به وجود خدا نرسید،بیاد بزنه تو گوش من! :))
من قصد ناراحت کردن نداشتم. واقعا دلم میخواست جواب رو بدنم فکر کردم میتونم از شما به عنوان یک روحانی کمک بگیرم. خیالی وقتها دراین باره فکر میکنم که واقعا اطمینان داریم یا اعتقادمون از روی یک احساسه. به هر حال بازم عذر خواهی می کنم
پاسخ:
چرا فکر کردید ناراحت شدم؟ :/
ببخشید اگه جوابم زیاد جدی نبود.
مسئله اطمینان به وجود خدا چیزی نیست که من و امثال من با چندتا تعریف برهان نظم و امثالش،ارائه بدیم و بگیم تموم. اینکه به قاعده‌ی همه‌ی انسان‌ها راه است برای رسیدن به خدا، واقعیته. هرکسی از منظر و زاویه دید خودش باید به این قضیه برسه؛برای همین اصول دین تقلیدی نیستن. حالا یه پیرزنی میگه من از چرخ نخ‌ریسیم به خدا رسیدم. یکی مثل من میگه خدا رو توی کوه‌ها و آسمان و کویر،پیدا کردم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">